|
+ به یاد خــدا باشیم در هر لحظه از زندگی   ارادتمند شما حسین اکبری نودهی
|
این نَغمه ، دل آراست کـه " اَینَ الرَّجَبِیّـُون ؟ "
این جُمله ، چه زیباست کـه " اَینَ الرَّجَبِیّـُون ؟ "
در مـاه ِ رجب ، مـاه ِ خـُدا ، مـاه ِ عبـادت
این سُفره ، مُهیّاست کـه " اَینَ الرَّجَبِیّـُون ؟ "
ماهی است که الطاف ِ خدا جاری و ساری است
بی هیچ کم و کاست کـه " اَینَ الرَّجَبِیّـُون ؟ "
گـر غرق ِ گـُنَه هستم و اَندر یَم ِ حَسرت
این غُصّه چـه بی جاست ! کـه " اَینَ الرَّجَبِیّـُون ؟ "
مـاه ِ " رجب " و ماه ِ دعا و طـَلب ِ عَفو
از هر چـه خطاهاست کـه " اَینَ الرَّجَبِیّـُون ؟ "
از " مـاه ِ رجب " خوشه بچینیم کــه این مَه
ره توشه ی فَرداست کـه " اَینَ الرَّجَبِیّـُون ؟ "
در روز ِ جَزا ، در صَف ِ مَحشَر ، به قیامت
این بانگ چو بَرخاست کـه " اَینَ الرَّجَبِیّـُون ؟ "
بس حَظّ ِ عظیمی است چو گـَردیم مُخـاطَب
کاین نَغمه ، شَعَف زاست کـه " اَینَ الرَّجَبِیّـُون ؟ "
یارب بنَمـا یاری ِ مـا ، بَهـره بگیریم
زین بَزم کــه برپاست کـه " اَینَ الرَّجَبِیّـُون ؟ "
التماس دعــا
+ به یاد خــدا باشیم در هر لحظه از زندگی   ارادتمند شما حسین اکبری نودهی
|
برای دریافت کامل این بخش ؛ لطفا اینجا را کلیک کنید
+ به یاد خــدا باشیم در هر لحظه از زندگی   ارادتمند شما حسین اکبری نودهی
|
( یا علی ) ...... و همواره ( با علی )
برای دریافت کامل این بخش ؛ لطفا اینجا را کلیک کنید
+ به یاد خــدا باشیم در هر لحظه از زندگی   ارادتمند شما حسین اکبری نودهی
|
اللهم عجل لولیک الفرج
+ به یاد خــدا باشیم در هر لحظه از زندگی   ارادتمند شما حسین اکبری نودهی
|
برای دریافت کامل این بخش ؛ لطفا اینجا را کلیک کنید
+ به یاد خــدا باشیم در هر لحظه از زندگی   ارادتمند شما حسین اکبری نودهی
|
برای دریافت کامل این بخش ؛ لطفا اینجا را کلیک کنید
+ به یاد خــدا باشیم در هر لحظه از زندگی   ارادتمند شما حسین اکبری نودهی
|
من از مدینه آمدم ؛ بس حرف دارم داغی به دل اما عمیق و ژرف دارم
من زائر شهر نبی ام ؛ ای جماعت من طائر باغ علی ام ؛ ای جماعت
من دیده ام با چشم خود باغ علی را باغی که دارد در دلش داغ علی را
باغ علی داغ علی را یاد آرد با دیدنش گویی به سینه ؛ غصّه بارد
این باغ ؛ اما در هجوم تیغ کین است اندر حصـار شعله های آتشین است
من دیده ام یک باغبان دست بسته !! من دیده ام در باغ ؛ گلهـای شکسته . .. ... .... .....
مهـدی امید ِ قلب ِ زار ِ شیعیان است او خواهد آمد ؛ این حقیقت بس عیان است
تا ( مهـدی آل ِ نبی ) از راه آید بر قلب ِ شیعه ، غیر ِ یاد ِ او نشاید
درمان ِ درد ِ شیعه در دستان ِ مهـدی است گاه ِ دعای جمله سرمستان ِ مهـدی است :
یارب به حقّ ِ اهل ِ بیت ِ پاک ِ احمد عجـّل ظهور ِ یوسف ِ آل ِ محمـّد ( ص )
......................................................................................
درد دل و مناجات با امام زمان ( عجل الله تعالی فرجه الشریف )
ای منتظـــَـر ؛ ای منتظـــِـر ؛ ای مرد ؛ برگرد
برای دریافت کامل این بخش ؛ لطفا اینجا را کلیک کنید
+ به یاد خــدا باشیم در هر لحظه از زندگی   ارادتمند شما حسین اکبری نودهی
|
برای دریافت کامل این بخش ؛ لطفا اینجا را کلیک کنید
+ به یاد خــدا باشیم در هر لحظه از زندگی   ارادتمند شما حسین اکبری نودهی
|
آسمان ِ دلم پُر از نـور است امشب از غصّه ها دلم دور است
یا رب از نور ِ عشق ، لبریزم امشب از شور ِ عشق ، لبریزم
از می ِ نـاب ِ عشق ، سرمَستم مَست ، امشب ز یک خبَر هستم
این خبر بَس که هست شور اَنگیز در دلم ، شـادی و غـُرور اَنگـیز
زین خبر از هر آن چه غَم ، رَستم رفتـه امشب " قـرار " از دَستم
مُرغ ِ دل ، بال ِ خویش را بُـگشاد گشته از دام ِ سـینه اَم آزاد
بِنگـَریدَش ، به مکـّه رهسپَر است سوی بِیتی کـه ِ " مَنشأ ِ خبر " است
نور ِ حق مُنجَلی است در " این بیت " می رسـد بهترین خبـر ، زین بیت
خـانه از بهر ِ کیست ؟ می دانی ؟ " خبر " آیا کـه چیست ؟ می دانی ؟
برای دریافت کامل این بخش ؛ لطفا اینجا را کلیک کنید
+ به یاد خــدا باشیم در هر لحظه از زندگی   ارادتمند شما حسین اکبری نودهی
|
می خوام امشب براتون یه کمی قصّه بگم
قصّه ی دلای پُر ز غم و غصّه بگم
قصّه ی یه پهلوون که تَکه توی نبرد
دلشو بی غیرتا کــردنش مَخزن ِ دَرد
قصّه ی میخ ِ در و آتیش و لاله بگم
قصّه ی یه مادر ِ هیجده ساله بگم !
قصّه ی باغ ِ فدک ، کتک و کوچه و زَن
قصّه ی یه کودکی که بهش میگن " حسن "
قصّه ای میگم پُر از بغض و کینه ، واسه تون
آره من میخوام بگم از " مدینه " واسه تون
رفقا ، غیرتیا قصّه مو گوش کنین
میگم امّا نکنه کـــه فراموش کنین
یکی بود یکی نبود زیر ِ گنبد ِ کبود
تو مدینۀ النّبی قدیما " یه خونه " بود
برای دریافت کامل این بخش ؛ لطفا اینجا را کلیک کنید
+ به یاد خــدا باشیم در هر لحظه از زندگی   ارادتمند شما حسین اکبری نودهی
|
به دل ِ خسته ی من نیست فریاد رسی
داغ هائی دیدم که ندیده است کسی
داغ ِ مادر نه فقط دیده ام داغ ، بسی
داغ ِ مادر ، بابا حسن و داغ ِ حسین
آه از تیر ِ خلاص : " غصّه ی باغ ِ حسین ! "
زینبم ، هست دلم مخزن ِ شیون و شین
کاش مادر ، من هم همرهت می مُردم !
برای دریافت کامل این بخش ؛ لطفا اینجا را کلیک کنید
+ به یاد خــدا باشیم در هر لحظه از زندگی   ارادتمند شما حسین اکبری نودهی
|
خطبه حضرت فاطمه زهرا ( سلام الله علیها ) بعد از غصب فدك از ایشان
اَلْحَمْدُلِلَّهِ عَلی ما اَنْعَمَ وَ لَهُ الشُّكْرُ عَلی ما اَلْهَمَ وَ الثَّناءُ بِما قَدَّمَ مِنْ عُمُومِ نِعَمٍ اِبْتَدَاَها وَ سُبُوغِ الاءٍ اَسْداها وَ تَمامِ مِنَنٍ اَوْلاها جَمَّ عَنِ الْاِحْصاءِ عَدَدُها وَ نَأى عَنِ الْجَزاءِ اَمَدُها وَ تَفاوَتَ عَنِ الْاِدْراكِ اَبَدُها وَ نَدَبَهُمْ لاِسْتِزادَتِها بِالشُّكْرِ لاِتِّصالِها وَ اسْتَحْمَدَ اِلَى الْخَلائِقِ بِاِجْزالِها وَ ثَنی بِالنَّدْبِ اِلى اَمْثالِها و گواهى مىدهم كه معبودى جز خداوند نیست و شریكى ندارد، كه این امر بزرگى است كه اخلاص را تأویل آن و قلوب را متضمّن وصل آن ساخت، و در پیشگاه تفكر و اندیشه شناخت آن را آسان نمود، خداوندى كه چشمها از دیدنش بازمانده، و زبانها از وصفش ناتوان، و اوهام و خیالات از درك او عاجز مى باشند. موجودات را خلق فرمود بدون آنكه از مادهاى موجود شوند، و آنها را پدید آورد بدون آنكه از قالبى تبعیّت كنند، آنها را به قدرت خویش ایجاد و به مشیّتش پدید آورد، بىآنكه در ساختن آنها نیازى داشته و در تصویرگرى آنها فائدهاى برایش وجود داشته باشد، جز تثبیت حكمتش و آگاهى بر طاعتش، واظهار قدرت خود،و شناسائى راه عبودیت و گرامى داشت دعوتش، آنگاه بر طاعتش پاداش و بر معصیتش عقاب مقرر داشت، تا بندگانش را از نقمتش بازدارد و آنان را بسوى بهشتش رهنمون گردد. وَ اَشْهَدُ اَنَّ اَبیمُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، اِخْتارَهُ قَبْلَ اَنْ اَرْسَلَهُ، وَ سَمَّاهُ قَبْلَ اَنْ اِجْتَباهُ، و اصْطَفاهُ قَبْلَ اَنْ اِبْتَعَثَهُ، اِذ الْخَلائِقُ بِالْغَیْبِ مَكْنُونَةٌ، وَ بِسَتْرِ الْاَهاویلِ مَصُونَةٌ، وَ بِنِهایَةِ الْعَدَمِ مَقْرُونَةٌ، عِلْماً مِنَ اللَّهِ تَعالی بِمائِلِ الْاُمُورِ، وَ اِحاطَةً بِحَوادِثِ الدُّهُورِ، وَ مَعْرِفَةً بِمَواقِعِ الْاُمُورِ. و گواهى مىدهم كه پدرم محمّد بنده و فرستاده اوست، كه قبل از فرستاده شدن او را انتخاب، و قبل از برگزیدن نام پیامبرى بر او نهاد، و قبل از مبعوث شدن او را برانگیخت، آن هنگام كه مخلوقات در حجاب غیبت بوده، و در نهایت تاریكىها بسر برده، و در سر حد عدم و نیستى قرار داشتند، او را برانگیخت بخاطر علمش به عواقب كارها، و احاطهاش به حوادث زمان، و شناسائى كاملش به وقوع مقدّرات.
برای دریافت کامل این بخش ؛ لطفا اینجا را کلیک کنید
+ به یاد خــدا باشیم در هر لحظه از زندگی   ارادتمند شما حسین اکبری نودهی
|
زبانحال زهرا :
یا علی دشمن ِ تو دل زارم بشکست
دگر آسوده شوم من از این مردم پست
شب هجران من و تو علی آمده است
=======================================
زبانحال علی :
همه ی هستی من تو فقط فاطمه ای
چو بری شادیمو به یقین ، خاتمه ای
تو به هنگام نبرد فارغ از واهمه ای
برای دریافت کامل این بخش ؛ لطفا اینجا را کلیک کنید
+ به یاد خــدا باشیم در هر لحظه از زندگی   ارادتمند شما حسین اکبری نودهی
|
+ به یاد خــدا باشیم در هر لحظه از زندگی   ارادتمند شما حسین اکبری نودهی
|
برای دریافت کامل این بخش ؛ لطفا اینجا را کلیک کنید
+ به یاد خــدا باشیم در هر لحظه از زندگی   ارادتمند شما حسین اکبری نودهی
|
می آید از راه دوری یک کــــاروان ِ پُر از غــَم آکنده از خاطـرات ِ خونین ِ " ماه ِ مُحــرّم "
می آید از راه دوری یک کـــــاروان ؛ فاتحانه این کاروان پیش دشمن هرگز نبنموده سَر ؛ خـَم
یک کــــــاروان ِ اسیر ِدر اوج ِعــزّت بیامد آزادگــانی معزز در پیش ِ خصم ِ زبون هم
یک کــــاروانی که آید از شام ِ پُر غـُصّه ؛ امّـا یک کاروانی که چون او هرگـــز نیابی به عالم
این کاروان ؛ یادگار ِ یک باغ ِآتش گــرفته است ! " یک اربعین " بر دلش بود ؛ همــواره آه ِ دمادم
" یک اربعین " آه ِ جانسوز از ماتمی خانمانسوز " یک اربعین " درد ِهجران با کــاروان بود همدم
یک اربعین ناله و آه ؛ یک اربعین آه ِ جانکاه یک اربعین چشم ِ زینب از هجر ِ مولا پُر از نم
یک اربعین ذکر زینب با هر نفس " یا حسین " است
" یک اربعین " قتلگه را زینب نماید مُجسّم
یک اربعین قلب ِزینب در هر تپش با حسین است
این قلب ِ آتش گــرفته همواره باشد مُصمّم
قلب ِ مُصمّم به عهدی مابین ِ مولا و زینب زینب سفیر حسین است ؛ این نکته باشد مُسلـّم
زینب سفیر ِ قیام ِخونین ِ مولا حسین است نابودی ِ خصم ِ دون را زینب نموده فراهم
" یک اربعین " با خـُروشش غوغا بپا کرده زینب می نالد و خون بگرید ؛ می گوید او چون ننالم ؟!
من بی حسینم جماعت ؛ پُر شور وشینم جماعت من گشته ام بی اباالفضل ؛ چون مرغ ِ بشکسته بالم
گــــر من بنالم همه عمر از هجر ِ روی ِحسینم جا دارد و نا روا نیست ؛ زیرا که افسرده حالم
یک اربعین گر چه بودم دور از حسینم ولیکن من آمدم فاتحــانه ؛ من سرفـــرازم ؛ ببالم
من آمدم فاتحــانه از شام ؛ سویت برادر من آمدم تا گــــذاری بر زخمهایم تو مَرهم
من آمدم تا بگویم شرمنده ام ای برادر
زیرا که با این همه غم ؛ بَعد از تو من زنده ماندم !!
من زینبم بی حسینم ؛ من زینبم بی اباالفضل من زینبم ؛ مانده بُغضی بنهفته اندر گلویم
می آید از راه دوری یک کاروان و صد افسوس یک کودک ِدلشکسته گردیده از جمعشان کم
این کاروان ؛ بی " رقیـّـه " تا کربلا رهسپار است
این کاروان ؛ فاتحانه می آید از شام پر غـــَـم ....
اللهم عجّـل لولیک الفرج
...................................................
این مجموعه اشعار را هم ببینید :
( مجموعه اشعار پیرامون اهل بیت عصمت و طهارت ع )
...................................................
التماس دعا
+ به یاد خــدا باشیم در هر لحظه از زندگی   ارادتمند شما حسین اکبری نودهی
|
نیم قرن از ارتحال نبی مکرم اسلام گذشت . اواخر سال شصتم از هجرت . جهان اسلام گرفتار دیوسیرتانی است که علیرغم بی بهرگی از ایمان و معنویت ؛ بر مسند خلافت رسول الله ( ص ) جا گرفتند و بر حسین ابن علی ( علیهما السلام ) نشستن و این همه بی دینی و خلاف را دیدن گران آمد . برخاست تا زیباترین و عظیم ترین نمایش ایثار ؛ اخلاص و فداکـــــــاری را برپا سازد . " عاشورا " ناب ترین نمایش " از خود رستن و به خدا پیوستن " است . عاشورا سرانجام زندگی " حسین " نیست بلکه سرآغاز حیات جاودانه اوست . عاشورا تجلی از خودگذشتگی و تجسم " خود نادیدن و خدا دیدن " است . عاشورا صحنه نبرد بین دو فرد نیست ؛ نمایش نبرد مداوم بین دو فرهنگ است ... فرهنگ حسینی که فرهنگ خدا محوری است و فرهنگ یزیدی که فرهنگ خود محوری است .از این رو اباعبدالله الحسین ( ع ) در دارالاماره مدینة النبی به والی مدینه فرمود : مثلی لا یبایع مثله یعنی در طول تاریخ ؛ هیچگاه حسینیان با یزیدیان بیعت نکرده و همواره در نبرد و ستیزند . مدینه ؛ عدم بیعت ؛ مکه ؛ حج ناتمام ؛ هجرت ؛ کـــــــــربلا ؛ حج حقیقی ؛ نهضت ؛ شهادت ؛ اسارت و ... هر کدام پرده ای از نمایش بزرگ و جاودانه " عاشورا " است . در پرده ای از نمایش بزرگ عاشورا ؛ در گرماگرم نبرد ؛ حسین ابن علی را به هنگام ظهر عاشورا به نماز ایستاده می بینیم تیرهای بلا همچون باران می بارند اما " اباعبدالله " سرگرم عبادت است . کدامین انسان بدین زیبائی و عظمت ؛ عبودیت محض و اوج اخلاص و بندگی را به نمایش گذاشته یا خواهد گذاشت ؟! در صحنه ای دیگر ؛ فردی با لب تشنه درون فرات پا می نهد . مشتی آب برمی دارد . عطش ؛ مرگ ؛ آب ؛ زندگی ؛ اینها واقعیات انکارناپذیرند اما " عباس ابن علی " آب روی آب می ریزد تا آبروی برادری و رسم جوانمردی و وفا در طول تاریخ نریزد !! کیست همانند اباالفضل العباس ( ع ) ؟! زینب ؛ این شیرزن مردپرور در صحنه ای از نمایش بزرگ عاشورا با قلبی شکسته در میان نیزه های شکسته ؛ این سو و آن سو به دنبال مطلب و مطلوبی است .می جویدش و ... می یابد اما باورش نیست کاین بدن قطعه قطعه آیا حسین اوست ؟!! بدن را از زمین برمی دارد رو به آسمان می برد و عرض می کند : خدایا این قربانی را و این هدیه ناچیز را از آل رسول بپذیر ..... عظمت را بنگرید . در کدامین صفحه از دفتر تاریخ ؛ ایمان و عبودیت و اخلاص را به این شکوهمندی می توان یافت ؟! در نمایش بزرگ عاشورا ؛ زن ؛ مرد ؛ پیر ؛ جوان و کودک همه و همه حسینی اند و دارای فرهنگ حسینی . " عاشورا " تلاقی دو فرهنگ است که همواره در ستیزند لذا عاشورا نمایشی است که پرده آخر ندارد . پایان نایافتنی است . سرآغاز یک حرکت و تحول است که تا تاریخ برجاست آن نیز ماندنی خواهد بود . عاشورا به آغاز سپیده تا ظهر یک روز محرم محدود نمی شود . عاشورا عمری دارد به درازای تاریخ . تاریخ بشریت هماره به خود می بالد که " عاشورا " را در دل خود دارد .
عاشورا تلفیقی است از عطش ؛ ایمان ؛ شهادت و رهائی در اوج اسارت . براستی آزاده تر از اسیران صحنه عاشورا در کدامین ورق از دفتر تاریخ یافت می شود ؟!در عاشورا قطره ی آبی به کام عطشان حسینیان نرسید اما آنان به کام دل رسیدند و مست از می وصال دلدار شدند . با کدامین قلم و کدام واژه می توان عظمت انسانهای والائی را که " عاشورا " از وجودشان شرف یافت بیان کــرد ؟ " انقلاب عاشورا " انقلابی فرهنگی است و بازماندگان آن نیز همچنان انقلابی و پرخروش باقی ماندند و این درسی است که از عــاشورا باید گرفت . شیعه ی حسین ؛ دانش آموخته ی مکتب عاشورا ؛ شیعه ی بر زمین نشسته نیست بلکه شیعه ی برپا ایستاده است و در انتظار حکومت جهانی مهـــدوی . همواره در حرکت و تلاش و کوشش . ما زنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما ؛ عدم ماست با شمایم ای عاشورائیان : بیائیم " پرچم سرخ حسینی " را که در عاشورای سال ۶۱ هجری برافراشته شد همجنان در اهتزاز نگه داشته ؛ حسینی زندگی کرده ؛ حسینی بمیریم تا حسینی محشور شویم . ان شاءالله تعالی
التماس دعا
+ به یاد خــدا باشیم در هر لحظه از زندگی   ارادتمند شما حسین اکبری نودهی
|
+ به یاد خــدا باشیم در هر لحظه از زندگی   ارادتمند شما حسین اکبری نودهی
|
از کوچیکی عشق تو شــــد برا دلم بهونه ای
اونقده عاشقت شدم به من میگن دیوونه ای !!
آره منم دیوونه ی عشق " حسین ِفاطمه " دیوونگی ز عشق تو می ارزه بر عقل همه
قلب منو رُبودی و تا " کـــــَــربلا " کِشوندی ام همیشه ممنون تو ام ؛ رو سفره ات نِشوندی ام
تا جـون دارم نوکرتم غلامتم " امام حسین " چونکه نمودی روزی ام دیدن ِ" بین الحرمین "
" شبای بین الحرمین " محــاله از یادم بره مگه میشه که اون شبا از خاطر ِآدم بره ؟!
دفعه ی اول که آقــا ضریحِتو بغل زدم باور ِمن نمی شده که تو حریمت اومدم !
کــــــرببلا بهشتمه به جون ِ مادر ِحسین نور ِخدا رو میشه دید میون ِبینُ الحرمین
یادم میاد که یک شبی میون بین الحرمین غرقه شدم تو مستی ِحریم ِ " عبّاس و حسین "
هر طرفو که بنگری نور ِخدا دیدنیه تو باغ ِآل ِفاطمه چه خوشه ها چیدنیه !!
این ور ِ بین الحرمین عطر گل یاس علی است اون ور ِ بین الحرمین حریم عباس ِ علی است
این ور ِ بین الحرمین مزار شاه عالمین اون ور ِ بین الحرمین قبر برادر ِحسین
این ور ِ بین الحرمین قبر ِ شه ِ بی کفنه اون ور ِ بین الحرمین دست ِ بُریده از تنه
این ور ِ بین الحرمین یه صحن ِعالی می بینم اون ور ِ بین الحرمین یه مشک ِخالی می بینم
این ور ِ بین الحرمین حسین ِسَر جُدا بُوَد اون ور ِ بین الحرمین ساقی ِکــربلا بُوَد
این ور ِ بین الحرمین یه تلّ زینبیه هست اون ور ِ بین الحرمین یه ساقی ِبُریده دست
این ور ِ بین الحرمین یه باغ ِاحساسو ببین اون ور ِ بین الحرمین 2 کف العبـّاسو ببین
هر چی بگم بازم کـَمه نمی دونم چیجور بگم ؟ خدا می دونه که دلم همش می خواد اونجا برم
خدا کـُنه یه بار دیگه برم تو بینُ الحرمین از ته دل بازم بگم " حسین حسین حسین حسین "
خدا کنه یه بار دیگه بیام به کربلای تو این جون ناقابلمو اونجا کنم فدای تو
مثل کبوتر ِحرم دلم شده طائر تو دلیل مستی ام اینه منم شدم زائر تو
قسمت من نموده ای زیارتت رو آقاجون قیامتم عطا نما شفاعتت رو آقاجون
زیارت ِحریم تو می ارزه بر کــُــلّ ِ جهان بازم بخواه بیام ولی همره ِصاحب الزمان
مهدی ِصاحب الزمان منتقم ِخون ِخداست منتظر ِظهور ِاو " حسین ِسر ز تن جُداست "
کــربلا کــربلا کــربلا اللهم ارزقنا
این الطالب بدم المقتول بکـربلا ؟
مهدی بیا ای وارث و خونخواه مولا
التماس دعا
+ به یاد خــدا باشیم در هر لحظه از زندگی   ارادتمند شما حسین اکبری نودهی
|
+ به یاد خــدا باشیم در هر لحظه از زندگی   ارادتمند شما حسین اکبری نودهی
|
|
|