|
ماه مبارک رجب آمده تا دلهای مجذوب را به ميهمانی شعبان ببرد
رجب واقعاً ماه خداست. ماهی که تلنگری به دلت مي خورد که معبودت را چگونه می پرستی و…. خوشا به حال آنانکه رجب را از پيشگاه معبود شروع کردند و به سوی نور شتافتند. هلال ماه رجب، زندگي و تولـدي دوباره را بـه عاشقان نويد مي دهد. ماه رجـب فصل جديدي در كتاب زندگي مي گشايد كه از عطر دل انگيز نيايش سرشار است. پيامبر رحمت (صلي الله عليه و آله و سلم) با ديدن هلال ماه مبارك رجب، دست به دعا بر مي داشت و پس از حمد و ثناي الهي، سي بار تكبير و لااله الا اللّه مي گفت و مي فرمود: ماه رجب، ماه استغفار براي امت من است. در اين ماه بسيار طلب آمرزش كنيد كه خداوند آمرزنده مهربان است. در ماه رجب فرشته اي تا صبح اينگونه ندا مي دهد: خوشا به حال رجبيّون، خوشا به حال آنان كه والايي ماه رجب را دريافته اند، خوشا به حال آنان كه از بركت ماه رجب نصيبي اندوخته اند. از امام صادق(ع) نقل شده كه پیامبر ختمی مرتبت، حضرت محمد مصطفی (ص) فرمود: ماه رجب، ماه خداست در غايت حرمت و فضيلت. اگر کسي روزی از اين ماه را روزه بگيرد خدای را خشنود و شعله غضب الهي را خاموش نموده است و دري از درهاي جهنم به روي او بسته مي شود. رجب ماه استغفار امت من است، پس در اين ماه طلب آمرزش كنيد كه خداوند آمرزنده و مهربان است و رجب را ((اصب)) می گويند زيرا كه رحمت خداوند در اين ماه بر امت من بسيار ريخته می شود، پس بسيار بگوئيد: استغفر الله و اسئله التوبه
اولين شب جمعه ماه رجب را ليلة الرغائب نامند .
در اين شب ملائك بر زمين نزول مي كنند. براي اين شب عملي از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم ذكر شده است كه فضيلت بسياري دارد و بدين قرار است: روز پنج شنبه اول آن ماه - در صورت امكان و بلا مانع بودن- روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد، ما بين نماز مغرب و عشاء دوازده ركعت نماز اقامه شود كه هر دو ركعت به يك سلام ختم مي شود و در هر ركعت يك مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحيد خوانده شود. و چون دوازده ركعت به اتمام رسيد، هفتاد بار ذكر “اللهم صل علي محمد النبي الامي و علي آله” گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذكر “سبوح قدوس رب الملائكة و الروح” گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذكر “رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلي الاعظم” گفته شود. در اينجا مي توان حاجت خود را از خداي متعال درخواست نمود. ان شاء الله به استجابت مي رسد. پيامبر اكرم صلوات الله عليه و آله در فضيلت اين نماز مي فرمايد: كسي كه اين نماز را بخواند، شب اول قبرش خداي متعال ثواب اين نماز را با زيباترين صورت و با روي گشاده و درخشان و با زبان فصيح به سويش مي فرستد. پس او به آن فرد مي گويد: اي حبيب من، بشارت بر تو باد كه از هر شدت و سختي نجات يافتي. ميّت مي پرسد تو كيستي؟ به خدا سوگند كه من صورتي زيباتر از تو نديده ام و كلامي شيرين تر از كلام تو نشنيده ام و بويي، بهتر از بوي تو نبوئيده ام. آن زيباروي پاسخ مي دهد: من ثواب آن نمازي هستم كه در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردي. امشب به نزد تو آمده ام تا حق تو را ادا كنم و مونس تنهايي تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دميده شود و قيامت بر پا شود، من سايه بر سر تو خواهم افكند.
دعای ماه رجب در هر روز بعد از فرائض ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ به نام خداى بخشاينده مهربان يا مَنْ اَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْر وَآمَنُ سَخَطَهُ مَنْ يُعْطى مَنْ لَمْ يَسْئَلْهُ وَمَنْ لَمْ يَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَرَحْمَةً اَعْطِنى عِنْدَ كُلِّ شَرٍّ يا مَنْ يُعْطِى الْكَثيرَ بِالْقَليلِ يا مَنْ يُعْطى مَنْ سَئَلَهُ يا بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ خَيْرِ الدُّنْيا وَجَميعَ خَيْرِ الاْخِرَةِ وَاصْرِفْ عَنّى بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ شَرِّ الدُّنْيا وَشَرِّ الاْخِرَةِ فَاِنَّهُ غَيْرُ مَنْقُوص ما اَعْطَيْتَ وَزِدْنى مِنْ فَضْلِكَ يا كَريمُ يا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ يا ذَاالنَّعْمآءِ وَالْجُودِ يا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ حَرِّمْ شَيْبَتى عَلَى النّارِ اى كه براى هر خيرى به او اميد دارم و از خشمش در هر شرى ايمنى جويم اى كه مى دهد (عطاى) بسيار در برابر (طاعت) اندك اى كه عطا كنى به هركه از تو خواهد اى كه عطا كنى به كسى كه از تو نخواهد و نه تو را بشناسد از روى نعمت بخشى و مهرورزى عطا كن به من به خاطر درخواستى كه از تو كردم همه خوبى دنيا و همه خوبى و خير آخرت را و بگردان از من به خاطر همان درخواستى كه از تو كردم همه شر دنيا و شر آخرت را زيرا آنچه تو دهى چيزى كم ندارد (يا كم نيايد) و بيفزا بر من از فضلت اى بزرگوار راوى گفت : پس گرفت حضرت محاسن شريف خود را درپنجه چپ خود وخواند اين دعا را به حال التجا و تضرّع به حركت دادن انگشت سبّابه دست راست پس گفت بعد از اين : اى صاحب جلالت و بزرگوارى اى صاحب نعمت و جود اى صاحب بخشش و عطا ؛ حرام كن محاسنم را بر آتش دوزخ با صدای دکتر محمد اصفهانی و حاج عباس سلیمی التماس دعا
+ به یاد خــدا باشیم در هر لحظه از زندگی   ارادتمند شما حسین اکبری نودهی
|
من از مدینه آمدم ؛ بس حرف دارم داغی به دل اما عمیق و ژرف دارم
من زائر شهر نبی ام ؛ ای جماعت من طائر باغ علی ام ؛ ای جماعت
من دیده ام با چشم خود باغ علی را باغی که دارد در دلش داغ علی را
باغ علی داغ علی را یاد آرد با دیدنش گویی به سینه ؛ غصّه بارد
این باغ ؛ اما در هجوم تیغ کین است اندر حصـار شعله های آتشین است
من دیده ام یک باغبان دست بسته !! من دیده ام در باغ ؛ گلهـای شکسته . .. ... .... .....
مهـدی امید ِ قلب ِ زار ِ شیعیان است او خواهد آمد ؛ این حقیقت بس عیان است
تا ( مهـدی آل ِ نبی ) از راه آید بر قلب ِ شیعه ، غیر ِ یاد ِ او نشاید
درمان ِ درد ِ شیعه در دستان ِ مهـدی است گاه ِ دعای جمله سرمستان ِ مهـدی است :
یارب به حقّ ِ اهل ِ بیت ِ پاک ِ احمد عجـّل ظهور ِ یوسف ِ آل ِ محمـّد ( ص )
......................................................................................
درد دل و مناجات با امام زمان ( عجل الله تعالی فرجه الشریف )
ای منتظـــَـر ؛ ای منتظـــِـر ؛ ای مرد ؛ برگرد
برای دریافت کامل این بخش ؛ لطفا اینجا را کلیک کنید
+ به یاد خــدا باشیم در هر لحظه از زندگی   ارادتمند شما حسین اکبری نودهی
|
آسمان ِ دلم پُر از نـور است امشب از غصّه ها دلم دور است
یا رب از نور ِ عشق ، لبریزم امشب از شور ِ عشق ، لبریزم
از می ِ نـاب ِ عشق ، سرمَستم مَست ، امشب ز یک خبَر هستم
این خبر بَس که هست شور اَنگیز در دلم ، شـادی و غـُرور اَنگـیز
زین خبر از هر آن چه غَم ، رَستم رفتـه امشب " قـرار " از دَستم
مُرغ ِ دل ، بال ِ خویش را بُـگشاد گشته از دام ِ سـینه اَم آزاد
بِنگـَریدَش ، به مکـّه رهسپَر است سوی بِیتی کـه ِ " مَنشأ ِ خبر " است
نور ِ حق مُنجَلی است در " این بیت " می رسـد بهترین خبـر ، زین بیت
خـانه از بهر ِ کیست ؟ می دانی ؟ " خبر " آیا کـه چیست ؟ می دانی ؟
برای دریافت کامل این بخش ؛ لطفا اینجا را کلیک کنید
+ به یاد خــدا باشیم در هر لحظه از زندگی   ارادتمند شما حسین اکبری نودهی
|
می خوام امشب براتون یه کمی قصّه بگم
قصّه ی دلای پُر ز غم و غصّه بگم
قصّه ی یه پهلوون که تَکه توی نبرد
دلشو بی غیرتا کــردنش مَخزن ِ دَرد
قصّه ی میخ ِ در و آتیش و لاله بگم
قصّه ی یه مادر ِ هیجده ساله بگم !
قصّه ی باغ ِ فدک ، کتک و کوچه و زَن
قصّه ی یه کودکی که بهش میگن " حسن "
قصّه ای میگم پُر از بغض و کینه ، واسه تون
آره من میخوام بگم از " مدینه " واسه تون
رفقا ، غیرتیا قصّه مو گوش کنین
میگم امّا نکنه کـــه فراموش کنین
یکی بود یکی نبود زیر ِ گنبد ِ کبود
تو مدینۀ النّبی قدیما " یه خونه " بود
برای دریافت کامل این بخش ؛ لطفا اینجا را کلیک کنید
+ به یاد خــدا باشیم در هر لحظه از زندگی   ارادتمند شما حسین اکبری نودهی
|
به دل ِ خسته ی من نیست فریاد رسی
داغ هائی دیدم که ندیده است کسی
داغ ِ مادر نه فقط دیده ام داغ ، بسی
داغ ِ مادر ، بابا حسن و داغ ِ حسین
آه از تیر ِ خلاص : " غصّه ی باغ ِ حسین ! "
زینبم ، هست دلم مخزن ِ شیون و شین
کاش مادر ، من هم همرهت می مُردم !
برای دریافت کامل این بخش ؛ لطفا اینجا را کلیک کنید
+ به یاد خــدا باشیم در هر لحظه از زندگی   ارادتمند شما حسین اکبری نودهی
|
مادر از سوز ِ غمت شده غمخانه دلم
ماجرای کوچه بنموده خجلم
ز تو شرمنده شدم بنما تو بحلم
تو کتک می خوردی من نکردم کاری !
ز عدویت دارم مادرا بیزاری
لحظه ی مردن ِ من بود آندم ، آری
مادرا من حسنم ز غمت در محنم
برای دریافت کامل این بخش ؛ لطفا اینجا را کلیک کنید
+ به یاد خــدا باشیم در هر لحظه از زندگی   ارادتمند شما حسین اکبری نودهی
|
بی گمان اندوه ِ قلب ِ زار ِ حیدر ، رفتنی نیست
خامه از دستم رها شد ، درد ِ مولا گفتنی نیست !
او غریب و غم نصیبه بر لبش امّن یُجیبه
رفت زهرا ، قلب ِ مولا بی قرار و نا شکیبه
برای دریافت کامل این بخش ؛ لطفا اینجا را کلیک کنید
+ به یاد خــدا باشیم در هر لحظه از زندگی   ارادتمند شما حسین اکبری نودهی
|
ای نور چشم مرتضی ای یادگار مصطفی
آرام جانم فاطمه کردی سفر بی من چرا ؟!
بر غم تو مسپارم مرو تنها تو مگذارم مرو
بنگر که اشک حسرتم از دیده می بارم ، مرو
شد از فراقت فاطمه شادیّ ِ قلبم خاتمه برای دریافت کامل این بخش ؛ لطفا اینجا را کلیک کنید
+ به یاد خــدا باشیم در هر لحظه از زندگی   ارادتمند شما حسین اکبری نودهی
|
زبانحال زهرا :
یا علی دشمن ِ تو دل زارم بشکست
دگر آسوده شوم من از این مردم پست
شب هجران من و تو علی آمده است
=======================================
زبانحال علی :
همه ی هستی من تو فقط فاطمه ای
چو بری شادیمو به یقین ، خاتمه ای
تو به هنگام نبرد فارغ از واهمه ای
برای دریافت کامل این بخش ؛ لطفا اینجا را کلیک کنید
+ به یاد خــدا باشیم در هر لحظه از زندگی   ارادتمند شما حسین اکبری نودهی
|
خطبه حضرت فاطمه زهرا ( سلام الله علیها ) بعد از غصب فدك از ایشان
اَلْحَمْدُلِلَّهِ عَلی ما اَنْعَمَ وَ لَهُ الشُّكْرُ عَلی ما اَلْهَمَ وَ الثَّناءُ بِما قَدَّمَ مِنْ عُمُومِ نِعَمٍ اِبْتَدَاَها وَ سُبُوغِ الاءٍ اَسْداها وَ تَمامِ مِنَنٍ اَوْلاها جَمَّ عَنِ الْاِحْصاءِ عَدَدُها وَ نَأى عَنِ الْجَزاءِ اَمَدُها وَ تَفاوَتَ عَنِ الْاِدْراكِ اَبَدُها وَ نَدَبَهُمْ لاِسْتِزادَتِها بِالشُّكْرِ لاِتِّصالِها وَ اسْتَحْمَدَ اِلَى الْخَلائِقِ بِاِجْزالِها وَ ثَنی بِالنَّدْبِ اِلى اَمْثالِها و گواهى مىدهم كه معبودى جز خداوند نیست و شریكى ندارد، كه این امر بزرگى است كه اخلاص را تأویل آن و قلوب را متضمّن وصل آن ساخت، و در پیشگاه تفكر و اندیشه شناخت آن را آسان نمود، خداوندى كه چشمها از دیدنش بازمانده، و زبانها از وصفش ناتوان، و اوهام و خیالات از درك او عاجز مى باشند. موجودات را خلق فرمود بدون آنكه از مادهاى موجود شوند، و آنها را پدید آورد بدون آنكه از قالبى تبعیّت كنند، آنها را به قدرت خویش ایجاد و به مشیّتش پدید آورد، بىآنكه در ساختن آنها نیازى داشته و در تصویرگرى آنها فائدهاى برایش وجود داشته باشد، جز تثبیت حكمتش و آگاهى بر طاعتش، واظهار قدرت خود،و شناسائى راه عبودیت و گرامى داشت دعوتش، آنگاه بر طاعتش پاداش و بر معصیتش عقاب مقرر داشت، تا بندگانش را از نقمتش بازدارد و آنان را بسوى بهشتش رهنمون گردد. وَ اَشْهَدُ اَنَّ اَبیمُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، اِخْتارَهُ قَبْلَ اَنْ اَرْسَلَهُ، وَ سَمَّاهُ قَبْلَ اَنْ اِجْتَباهُ، و اصْطَفاهُ قَبْلَ اَنْ اِبْتَعَثَهُ، اِذ الْخَلائِقُ بِالْغَیْبِ مَكْنُونَةٌ، وَ بِسَتْرِ الْاَهاویلِ مَصُونَةٌ، وَ بِنِهایَةِ الْعَدَمِ مَقْرُونَةٌ، عِلْماً مِنَ اللَّهِ تَعالی بِمائِلِ الْاُمُورِ، وَ اِحاطَةً بِحَوادِثِ الدُّهُورِ، وَ مَعْرِفَةً بِمَواقِعِ الْاُمُورِ. و گواهى مىدهم كه پدرم محمّد بنده و فرستاده اوست، كه قبل از فرستاده شدن او را انتخاب، و قبل از برگزیدن نام پیامبرى بر او نهاد، و قبل از مبعوث شدن او را برانگیخت، آن هنگام كه مخلوقات در حجاب غیبت بوده، و در نهایت تاریكىها بسر برده، و در سر حد عدم و نیستى قرار داشتند، او را برانگیخت بخاطر علمش به عواقب كارها، و احاطهاش به حوادث زمان، و شناسائى كاملش به وقوع مقدّرات.
برای دریافت کامل این بخش ؛ لطفا اینجا را کلیک کنید
+ به یاد خــدا باشیم در هر لحظه از زندگی   ارادتمند شما حسین اکبری نودهی
|
+ به یاد خــدا باشیم در هر لحظه از زندگی   ارادتمند شما حسین اکبری نودهی
|
خبر آمد ٬ خبری از مهدی .....
خبری از من و او و عهدی
خبرآمد که ندائی گوید
مهدی از درد جدائی گوید ...!
چیست حرف دل مولا با ما ؟
چیست حرف دل " ابن الزهرا " ؟
چیست حرف دل مهدی ٬ ای دل ؟
نیست جز تکیه به " عهدی " ای دل
" نکته ای ژرف " بگفتا مهدی
گفت : غافل شده ای از عهدی
" عهد " این بوده که با من باشی
نه که از زمره ی دشمن باشی !
" عهد " بستی که نمائی یادم
بهر تعجیل فرج ٬ امدادم
گوی ٬ پابند به عهدی آیا ؟
بوده ای مایل مهدی آیا ؟!
میل مهدی اگرت در دل هست
چشم ٬ از هر چه گنه خواهی بست
" چشم از هر چه گنه " آلوده
لایق و مایل " مهدی" بوده ؟!
نیستی مایل مهدی ٬ آری ...
غافل از مهدی و عهدی ٬ آری
"پرده ی غفلت دل" تا ندری
پرده ی غیبت من ٬ چون بدری؟!
باید برای فراهم نمودن مقدمات ظهور آقا امام زمان آنقدر تلاش کنیم تا اینکه بتوانیم به خدا بگوئیم : ما آماده ایم و بر اساس وعده ی تخلف ناپذیر تو مولایمان
باید این جمعه بیاید باید
نه اینکه بنشینیم و در هر جمعه فقط بگوئیم :
شاید این جمعه بیاید شاید !
برای دریافت کامل این بخش ؛ لطفا اینجا را کلیک کنید
+ به یاد خــدا باشیم در هر لحظه از زندگی   ارادتمند شما حسین اکبری نودهی
|
می آید از راه دوری یک کــــاروان ِ پُر از غــَم آکنده از خاطـرات ِ خونین ِ " ماه ِ مُحــرّم "
می آید از راه دوری یک کـــــاروان ؛ فاتحانه این کاروان پیش دشمن هرگز نبنموده سَر ؛ خـَم
یک کــــــاروان ِ اسیر ِدر اوج ِعــزّت بیامد آزادگــانی معزز در پیش ِ خصم ِ زبون هم
یک کــــاروانی که آید از شام ِ پُر غـُصّه ؛ امّـا یک کاروانی که چون او هرگـــز نیابی به عالم
این کاروان ؛ یادگار ِ یک باغ ِآتش گــرفته است ! " یک اربعین " بر دلش بود ؛ همــواره آه ِ دمادم
" یک اربعین " آه ِ جانسوز از ماتمی خانمانسوز " یک اربعین " درد ِهجران با کــاروان بود همدم
یک اربعین ناله و آه ؛ یک اربعین آه ِ جانکاه یک اربعین چشم ِ زینب از هجر ِ مولا پُر از نم
یک اربعین ذکر زینب با هر نفس " یا حسین " است
" یک اربعین " قتلگه را زینب نماید مُجسّم
یک اربعین قلب ِزینب در هر تپش با حسین است
این قلب ِ آتش گــرفته همواره باشد مُصمّم
قلب ِ مُصمّم به عهدی مابین ِ مولا و زینب زینب سفیر حسین است ؛ این نکته باشد مُسلـّم
زینب سفیر ِ قیام ِخونین ِ مولا حسین است نابودی ِ خصم ِ دون را زینب نموده فراهم
" یک اربعین " با خـُروشش غوغا بپا کرده زینب می نالد و خون بگرید ؛ می گوید او چون ننالم ؟!
من بی حسینم جماعت ؛ پُر شور وشینم جماعت من گشته ام بی اباالفضل ؛ چون مرغ ِ بشکسته بالم
گــــر من بنالم همه عمر از هجر ِ روی ِحسینم جا دارد و نا روا نیست ؛ زیرا که افسرده حالم
یک اربعین گر چه بودم دور از حسینم ولیکن من آمدم فاتحــانه ؛ من سرفـــرازم ؛ ببالم
من آمدم فاتحــانه از شام ؛ سویت برادر من آمدم تا گــــذاری بر زخمهایم تو مَرهم
من آمدم تا بگویم شرمنده ام ای برادر
زیرا که با این همه غم ؛ بَعد از تو من زنده ماندم !!
من زینبم بی حسینم ؛ من زینبم بی اباالفضل من زینبم ؛ مانده بُغضی بنهفته اندر گلویم
می آید از راه دوری یک کاروان و صد افسوس یک کودک ِدلشکسته گردیده از جمعشان کم
این کاروان ؛ بی " رقیـّـه " تا کربلا رهسپار است
این کاروان ؛ فاتحانه می آید از شام پر غـــَـم ....
اللهم عجّـل لولیک الفرج
...................................................
این مجموعه اشعار را هم ببینید :
( مجموعه اشعار پیرامون اهل بیت عصمت و طهارت ع )
...................................................
التماس دعا
+ به یاد خــدا باشیم در هر لحظه از زندگی   ارادتمند شما حسین اکبری نودهی
|
نیم قرن از ارتحال نبی مکرم اسلام گذشت . اواخر سال شصتم از هجرت . جهان اسلام گرفتار دیوسیرتانی است که علیرغم بی بهرگی از ایمان و معنویت ؛ بر مسند خلافت رسول الله ( ص ) جا گرفتند و بر حسین ابن علی ( علیهما السلام ) نشستن و این همه بی دینی و خلاف را دیدن گران آمد . برخاست تا زیباترین و عظیم ترین نمایش ایثار ؛ اخلاص و فداکـــــــاری را برپا سازد . " عاشورا " ناب ترین نمایش " از خود رستن و به خدا پیوستن " است . عاشورا سرانجام زندگی " حسین " نیست بلکه سرآغاز حیات جاودانه اوست . عاشورا تجلی از خودگذشتگی و تجسم " خود نادیدن و خدا دیدن " است . عاشورا صحنه نبرد بین دو فرد نیست ؛ نمایش نبرد مداوم بین دو فرهنگ است ... فرهنگ حسینی که فرهنگ خدا محوری است و فرهنگ یزیدی که فرهنگ خود محوری است .از این رو اباعبدالله الحسین ( ع ) در دارالاماره مدینة النبی به والی مدینه فرمود : مثلی لا یبایع مثله یعنی در طول تاریخ ؛ هیچگاه حسینیان با یزیدیان بیعت نکرده و همواره در نبرد و ستیزند . مدینه ؛ عدم بیعت ؛ مکه ؛ حج ناتمام ؛ هجرت ؛ کـــــــــربلا ؛ حج حقیقی ؛ نهضت ؛ شهادت ؛ اسارت و ... هر کدام پرده ای از نمایش بزرگ و جاودانه " عاشورا " است . در پرده ای از نمایش بزرگ عاشورا ؛ در گرماگرم نبرد ؛ حسین ابن علی را به هنگام ظهر عاشورا به نماز ایستاده می بینیم تیرهای بلا همچون باران می بارند اما " اباعبدالله " سرگرم عبادت است . کدامین انسان بدین زیبائی و عظمت ؛ عبودیت محض و اوج اخلاص و بندگی را به نمایش گذاشته یا خواهد گذاشت ؟! در صحنه ای دیگر ؛ فردی با لب تشنه درون فرات پا می نهد . مشتی آب برمی دارد . عطش ؛ مرگ ؛ آب ؛ زندگی ؛ اینها واقعیات انکارناپذیرند اما " عباس ابن علی " آب روی آب می ریزد تا آبروی برادری و رسم جوانمردی و وفا در طول تاریخ نریزد !! کیست همانند اباالفضل العباس ( ع ) ؟! زینب ؛ این شیرزن مردپرور در صحنه ای از نمایش بزرگ عاشورا با قلبی شکسته در میان نیزه های شکسته ؛ این سو و آن سو به دنبال مطلب و مطلوبی است .می جویدش و ... می یابد اما باورش نیست کاین بدن قطعه قطعه آیا حسین اوست ؟!! بدن را از زمین برمی دارد رو به آسمان می برد و عرض می کند : خدایا این قربانی را و این هدیه ناچیز را از آل رسول بپذیر ..... عظمت را بنگرید . در کدامین صفحه از دفتر تاریخ ؛ ایمان و عبودیت و اخلاص را به این شکوهمندی می توان یافت ؟! در نمایش بزرگ عاشورا ؛ زن ؛ مرد ؛ پیر ؛ جوان و کودک همه و همه حسینی اند و دارای فرهنگ حسینی . " عاشورا " تلاقی دو فرهنگ است که همواره در ستیزند لذا عاشورا نمایشی است که پرده آخر ندارد . پایان نایافتنی است . سرآغاز یک حرکت و تحول است که تا تاریخ برجاست آن نیز ماندنی خواهد بود . عاشورا به آغاز سپیده تا ظهر یک روز محرم محدود نمی شود . عاشورا عمری دارد به درازای تاریخ . تاریخ بشریت هماره به خود می بالد که " عاشورا " را در دل خود دارد .
عاشورا تلفیقی است از عطش ؛ ایمان ؛ شهادت و رهائی در اوج اسارت . براستی آزاده تر از اسیران صحنه عاشورا در کدامین ورق از دفتر تاریخ یافت می شود ؟!در عاشورا قطره ی آبی به کام عطشان حسینیان نرسید اما آنان به کام دل رسیدند و مست از می وصال دلدار شدند . با کدامین قلم و کدام واژه می توان عظمت انسانهای والائی را که " عاشورا " از وجودشان شرف یافت بیان کــرد ؟ " انقلاب عاشورا " انقلابی فرهنگی است و بازماندگان آن نیز همچنان انقلابی و پرخروش باقی ماندند و این درسی است که از عــاشورا باید گرفت . شیعه ی حسین ؛ دانش آموخته ی مکتب عاشورا ؛ شیعه ی بر زمین نشسته نیست بلکه شیعه ی برپا ایستاده است و در انتظار حکومت جهانی مهـــدوی . همواره در حرکت و تلاش و کوشش . ما زنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما ؛ عدم ماست با شمایم ای عاشورائیان : بیائیم " پرچم سرخ حسینی " را که در عاشورای سال ۶۱ هجری برافراشته شد همجنان در اهتزاز نگه داشته ؛ حسینی زندگی کرده ؛ حسینی بمیریم تا حسینی محشور شویم . ان شاءالله تعالی
التماس دعا
+ به یاد خــدا باشیم در هر لحظه از زندگی   ارادتمند شما حسین اکبری نودهی
|
از کوچیکی عشق تو شــــد برا دلم بهونه ای
اونقده عاشقت شدم به من میگن دیوونه ای !!
آره منم دیوونه ی عشق " حسین ِفاطمه " دیوونگی ز عشق تو می ارزه بر عقل همه
قلب منو رُبودی و تا " کـــــَــربلا " کِشوندی ام همیشه ممنون تو ام ؛ رو سفره ات نِشوندی ام
تا جـون دارم نوکرتم غلامتم " امام حسین " چونکه نمودی روزی ام دیدن ِ" بین الحرمین "
" شبای بین الحرمین " محــاله از یادم بره مگه میشه که اون شبا از خاطر ِآدم بره ؟!
دفعه ی اول که آقــا ضریحِتو بغل زدم باور ِمن نمی شده که تو حریمت اومدم !
کــــــرببلا بهشتمه به جون ِ مادر ِحسین نور ِخدا رو میشه دید میون ِبینُ الحرمین
یادم میاد که یک شبی میون بین الحرمین غرقه شدم تو مستی ِحریم ِ " عبّاس و حسین "
هر طرفو که بنگری نور ِخدا دیدنیه تو باغ ِآل ِفاطمه چه خوشه ها چیدنیه !!
این ور ِ بین الحرمین عطر گل یاس علی است اون ور ِ بین الحرمین حریم عباس ِ علی است
این ور ِ بین الحرمین مزار شاه عالمین اون ور ِ بین الحرمین قبر برادر ِحسین
این ور ِ بین الحرمین قبر ِ شه ِ بی کفنه اون ور ِ بین الحرمین دست ِ بُریده از تنه
این ور ِ بین الحرمین یه صحن ِعالی می بینم اون ور ِ بین الحرمین یه مشک ِخالی می بینم
این ور ِ بین الحرمین حسین ِسَر جُدا بُوَد اون ور ِ بین الحرمین ساقی ِکــربلا بُوَد
این ور ِ بین الحرمین یه تلّ زینبیه هست اون ور ِ بین الحرمین یه ساقی ِبُریده دست
این ور ِ بین الحرمین یه باغ ِاحساسو ببین اون ور ِ بین الحرمین 2 کف العبـّاسو ببین
هر چی بگم بازم کـَمه نمی دونم چیجور بگم ؟ خدا می دونه که دلم همش می خواد اونجا برم
خدا کـُنه یه بار دیگه برم تو بینُ الحرمین از ته دل بازم بگم " حسین حسین حسین حسین "
خدا کنه یه بار دیگه بیام به کربلای تو این جون ناقابلمو اونجا کنم فدای تو
مثل کبوتر ِحرم دلم شده طائر تو دلیل مستی ام اینه منم شدم زائر تو
قسمت من نموده ای زیارتت رو آقاجون قیامتم عطا نما شفاعتت رو آقاجون
زیارت ِحریم تو می ارزه بر کــُــلّ ِ جهان بازم بخواه بیام ولی همره ِصاحب الزمان
مهدی ِصاحب الزمان منتقم ِخون ِخداست منتظر ِظهور ِاو " حسین ِسر ز تن جُداست "
کــربلا کــربلا کــربلا اللهم ارزقنا
این الطالب بدم المقتول بکـربلا ؟
مهدی بیا ای وارث و خونخواه مولا
التماس دعا
+ به یاد خــدا باشیم در هر لحظه از زندگی   ارادتمند شما حسین اکبری نودهی
|
+ به یاد خــدا باشیم در هر لحظه از زندگی   ارادتمند شما حسین اکبری نودهی
|
" سقیفه مسلکی " نیّم ؛ جماعت
مسلمان غدیری ام ؛ جماعت
هماره مست از خمّ غدیرم
امیرالمؤمنین باشد امیرم
امیری از " سقیفه " می نگیرم
غدیری ام غدیری ؛ تا بمیرم
غدیر خم ؛ خم مستی شیعه
بود برهان بطلان سقیفه
" غدیریون " به والله حق مدارند
سخیفان بر " سقیفه " دل سپارند
هر آن قلبی که شد وقف " سقیفه "
بپوسد زیر آن سقف سقیفه
خوش آن دل که "علی" باشد امیرش
خوشا قلبی ؛ "علی" سازد اسیرش
دلی که مست از "عشق علی" شد
یقین ؛ از هر چه باطل ؛ صیقلی شد
دلم از عشق حیدر مست مست است
بگویم فاش : " شیعه ؛ حق پرست است "
الا ای دل سپرده بر سقیفه
شنو با گوش جانت حرف شیعه :
چو حظی از " غدیر خم " نداری
یقین در راه باطل رهسپاری
چو خواهی راه حق در پیش گیری
چو خواهی دل سپاری بر امیری
بیا تا حرف پیغمبر نیوشیم
بیا تا از غدیر خم بنوشیم
همان خمّی که مستی می فزاید
همان خمّی که سستی می زداید
خم مستی فزا اینجاست ؛ مرد م
" غدیری " راه حق کی می کند گم ؟!
" مسلمانی " مسیرش از غدیر است
خوش آن قلبی ؛ امیرش از غدیر است
امیری کز سقیفه پا بگیرد
مبادا در دل من جا بگیرد
امیر المؤمنین " حیدر بود " بس
نزیبد این ردا بهر دگر کس
نگویم من فقط ؛ احمد بگوید
به امر خالق سرمد بگوید
نبی فرمود : " ای مردم بگویم
هر آن شخصی که من مولای اویم
علی مولاست بر او بعد احمد "
یقین ؛ این است فرمان محمد (ص)
مسلمان کز " غدیر خم " ننوشد
یقین دارم لباس دین نپوشد
مسلمانی که می باشد غدیری
گزیند جز " علی " آیا امیری ؟!
"مسلمان غدیری " حرفش این است :
" علی ؛ تنها امیر المؤمنین است "
برای دریافت کامل این بخش ؛ لطفا اینجا را کلیک کنید
+ به یاد خــدا باشیم در هر لحظه از زندگی   ارادتمند شما حسین اکبری نودهی
|
یا علی
مست از خم غدیرم ؛ دلگیرم از " سقیفه "
حاشا که من امیری برگیرم از " سقیفه "
مست از خم غدیرم ؛ " دل " داده ام به مولا
هرگز نمی پسندم "میر سقیفه ای را"
مست از خم غدیرم ؛ من " حیدری تبارم "
" مولا " به هر دو عالم غیر از " علی " ندارم
مست از خم غدیرم همواره " حیدری ام "
از هر امیر دیگر غیر از " علی " بری ام
مست از خم غدیرم ؛ حیدر بود امیرم
مولا برای قلبم جز " او " نمی پذیرم
چون ابلهان نبندم دل بر " سقیفه " هرگز
مثل " علی " نباشد اندر " سقیفه" هرگز
" میر سقیفه " هرگز مثل " علی " نباشد
دلدار و دلبر من ؛ غیر از " علی " که باشد ؟!
" میر سقیفه " هرگز میر " دلم " نگردد
خوش باشد آن دلی که دور " علی " بگردد
مست از خم غدیرم " حیدر " ربوده قلبم
مولا به نور " نامش " روشن نموده قلبم
مست از خم غدیرم ؛ من " فاطمی نژادم "
درس " ولای حیدر " زهرا بداده یادم
سیمای شیعگی را " زهرا " عیان نموده
با " روی نیلی خود " ؛ آن را بیان نموده
" پهلو شکستگی " و " بازو کبودی اش " را
تدریس شیعیان کرد با مهر "عشق مولا"
مست از خم غدیرم ؛ شاگرد "مجتبایم"
" ذکر علی " هماره فخری است بهر نایم
دشمن ز " بغض حیدر " زهر ار کند به کامم
با افتخار گویم : " حیدر بود امامم "
مست از خم غدیرم ؛ من " پیرو حسینم "
زیر " لوای حیدر" در هر دو عالمینم
دشمن ز " بغض حیدر " سر از تن ار کنندم
با تازیانه هر دم بر تن اگر زنندم
در راه عشق مولا بر " نی " دهم سرم من
مستم ؛ خوشم ؛ غلام " درگاه حیدرم " من
مست از خم غدیرم ؛ در انتظار " مهدی "
خوش باشد ار که سازم جانم " نثار مهدی "
هر منتظر یقینا مست از " خم غدیر" است
" مهدی " امید هر دل که " حیدر" ش امیر است
" مهدی " امید بخش هر شیعه در جهان است
" مهدی " ز نسل پاک آن " مادر جوان " است
" مهدی " ز نسل زهرا ؛ فرزند حیدر است او
مولای عدل گستر ؛ مانند " حیدر" است او
گاه " ظهور مهدی" ؛ پایان انتظار است
در بین دست مهدی ؛ شمشیر " ذوالفقار " است
" شمشیر حیدری " را دارد به دست پاکش
تا " کاخ ظلم" ویران ؛ سازد به " دست پاکش "
مستی ز "خم حیدر" در چشم مست "مهدی" است
خوش باشد آن کسی که " قلبش به دست مهدی است "
مست از خم غدیرم ؛ مستم که " مهدوی ام "
دادم به " دست مهدی " دستم ؛ که " مهدوی ام "
" مهدی " امیر قلبم ؛ در دست او زمامم
همواره فخرم این است : " مهدی بود امامم "
مستی ز " خم حیدر" یعنی که " حق پرستی "
یارب به قلبم افزا " این عشق و شور و مستی "
اللهم عجل لولیک الفرج
+ به یاد خــدا باشیم در هر لحظه از زندگی   ارادتمند شما حسین اکبری نودهی
|
علی ز عشق تو مستم ، دلم به عشق تو بستم به مکه رفتم و آنجا کنار کعبه نشستم کنار بیت الهی طواف کعبه نمودم به گاه طوف حریمش ولی ؛ به یاد تو بودم
چرا که عزت کعبه به یمن روی تو باشد خوشا طواف کسی که به جستجوی تو باشد طواف کعبه نباشد به غیر دور تو گشتن چه سود طوف حریمش اگر که باتو نگشتن
توئی فقط تو علی جان که خانه زاد خدائی به افتخار بگویم : علی ؛ تو (( قبله نمائی )) دلم اسیر نگاهت نشسته بر سر راهت من آمدم به گدائی من آمدم به پناهت
ز غیر تو چه بخواهم؟ توئی هرآن چه که خواهم قسم به عزت کعبه ؛ علی به جزتونخواهم منم چو سائل و ؛ لیکن کجا روم بجز این در ؟ تمام عمر ؛ نکوبم دری بجز در حیدر
به بیت حیدر کرار ؛ غلام حلقه به گوشم من این مدال شرف را به عالمی نفروشم علی تو دار و ندارم ، علی تو بود و نبودم به گاه دیدن کعبه ؛ هماره یاد تو بودم
چو کعبه سینه ی خود را برای تو بگشاید علی به سینه ام آیا به غیر نام تو شاید ؟! چگونه سینه ی خود را به مهر تو نسپارم ؟! امیر قلب منی تو ؛ دمی به خود مسپارم
دمی که عیسی مریم بخواست تا که بیاید ندا رسید : " مریم درون خانه نشاید !! " اگــر چه تا به قیامت چو عیسی تو نیاید زنی مثال تو مریم چو عیسی ار که نزاید
حریم خانه نگه دار برون ز خانه ی حق شو !! برای زایش عیسی به جایگاه دگر رو !! لیاقتش نه به حدی است که خانه زادی حق را زنم به نام رفیــع مسیح مریم عــذرا
مقام عیسی مریم ؛ رفیـــع باشد و اما بداده ام به ( علی ام ) من این مدال شرف را کنار بیت الهی دمی کـــــه فاطمه آمد همین که بر دل پاکش هراس و واهمه آمد
ندا رسید درون آ ؛ برون خانه چرائی ؟! علی بیا که فقط " تو " تو خانه زاد خدائی علی تو فخر زمانی ؛ علی تو فخر زمینی چنین مدال شرف را ؛ علی فقط تو امینی
ندا رسید برون شو؛ زحق به مادر عیسی ولی به مادر حیدر ندا رسید درون آ !! بیا و خانه حق را علی شرافت و عز ده بیا به کعبه علی جان به ناز و غمزه قدم نه
به انتظار قدومت تمام ثانیه ها را شمرد کعبه و اینک ؛بنه به خانه ما ؛ پا ولی نه از در خانه ؛ که کعبه از سر شوقش گشود سینه خود را ببین نهایت ذوقش !!
بیا بیا ز تو کعبه بسی جلال پذیرد حریم عرشی کعبه شرف ز یمن تو گیرد بیا بیا بجز اینجا قسم به کعبه ؛ نباشد مکان لایق دیگر ؛ که زادگاه تو باشد !!
برای دریافت کامل این بخش ؛ لطفا اینجا را کلیک کنید
+ به یاد خــدا باشیم در هر لحظه از زندگی   ارادتمند شما حسین اکبری نودهی
|
|
|